آمار و اطلاعات

نويسندگان و مدیران :
مدیر کل سایت
آمار مطالب :
کل مطالب : 50
کل نظرات : 17
آمار کاربران :
اعضای آنلاین : 0
میهمان های آنلاین : 3
اعضا سایت : 75
آمار بازدید ها :
بازدید امروز : 31 نفر
بازدید دیروز : 69 نفر
بازدید کل : 102889 نفر
سایت توسط CMS و سرورهای قدرتمند وی سی پی میزبانی و پشتیبانی می شود
عنوان پاسخ بازديد توسط
شعر | نویسندهtarabkhaneh | تاریخ ارسال12/3/1390 - 05:11:23

  

بیوگرافی و چند شعر از سید مهدی موسوی

  

سید مهدی موسوی

  

سید مهدی موسوی (متولد ۱۳۵۵ در تهران -) از دیدگاه بعضی از منتقدین، بنیانگزار غزل پست مدرن و جنبش شاعران پیرو پست مدرنیسم در ایران است. مطرح‌ترین کتاب او «فرشته‌ها خودکشی کردند» می‌باشد که به‌صورت زیرزمینی در سال ۱۳۸۱ به چاپ رسیده و نایاب می‌باشد. نسخهٔ الکترونیکی آن در اکثر سایت‌های دانلود کتاب موجود است.

وبلاگ او از وبلاگهای پرطرفدار شعر فارسی بوده و در نظرسنجی‌های پرشین بلاگ و بلاگفا همیشه در رده‌های نخست قرار داشته است.او هم‌ چنین در زمینه‌های نقد، داستان و سینما هم به فعالیت مشغول است و آثار و مقاله هایش در تعدادی از نشریات به چاپ رسیده است . . .

 

 

برای اطلاعات بیشتر اینجا را کلیک کنید.    /    وبلاگ سید مهدی موسوی، اینجا را کلیک کنید. 

 

 

یک شعر از سید مهدی موسوی ،  برای اولین بار در طربخانه :

 

قاطی ِ قاطی ام! درد تو در سرم

ای دردسرترین! من واقعا ً خرم!!

زل می زنم به «هیچ» مشروب می خورم

مشروب می خورم با دوست دخترم

در فکر چشم هات! مهدی ِ تو فدات!

نذر سلامتیت هر پیک آخرم!!

این آخر ِ خوشی ست! یک عمر، خودکشی ست!

از پشت بام تو هر جرعه می پرم

آنقدر قاطی ام که حس نمی کنم

از گریه یا شراب خیس است دفترم

این گریه حق ّ من، که کون لق ّ من!!

امشب که از خودم بدجور بدترم

«من کم تحمّلم» امشب خل ِ خلم

مانند امشبند! شب های دیگرم!

چشمان مست تو، چشمان مست من

تو گریه آوری، من شرم آورم!

عمرم به باد تو... در سکس، یاد تو!

ای عاشقا ً حریم!! ای واقعا ً «حرم»

پوچ است دست راست، پوچ است دست چپ

بازیت مسخره ست! هرگز نمی برم

چیزم که هیچ چیز! فحشم بده عزیز

اگزوز خاورم! شیر سماورم!!

هر روز می کنم گریه برای تو

هر شب غریبه ای را توی بسترم

که مبتلا کنی، شاید دوا کنی

ای عشق! حاضری؟! ای مرگ! حاضرم

قاطی قاطی ام از هرچه هست و نیست

بر روی شعر و شهر بالا می آورم...

 

 ( با تشکر از سید مهدی موسوی که این شعر را بطور اختصاصی برای طربخانه فرستاده است. )

 

دو شعر دیگر از سید مهدی موسوی

(لطفا ادامه ی مطلب را کلیک نمایید.)

 

 _______________________________________________________________________________

 

شعر شماره 1

 

بیا! بپر! به خدا حجم آسمان کم نیست

برای عشق، اگر عاشقی! زمان کم نیست

دوباره آمده ای تا دوباره گریه کنی؟!

عزیز! ما خودمان دردهایمان کم نیست

در اوج مردن و در اوج مردن و در اوج...

همین دلیل برای پرندگان کم نیست

بیا و نقش بد ِ قصّه را به عهده بگیر

در این دیار غم انگیز، قهرمان کم نیست

بیا و فرق بکن، مثل سنگ بی احساس

اگر نگاه کنی قلب مهربان کم نیست

بگو که «مریم» و «مهدی»، نترس! راحت باش

وگرنه مرد جوان و زن جوان کم نیست!

بیا! بپر! به خودت فکر کن که می میری

و ارتفاع ِ سپید ِ آپارتمان کم نیست

 

________________________________________________________

 

شعر شماره 2

 

دو جسم نیمه برهنه میان یك پوستر

درست چند قدم/ می زند به خود شاعر!

كسی كه دكمه ی Enter... شروع زندگی ِ...

كسی كه زندانی بود توی كامپیوتر

كه قیـــــــــــــژقیــــــــــــــژ خطوطش به مرگ می سابد!

میان چیزی كه، زندگی ست در ظاهر

كه مست می شود از الكل نود درجه!

كه خلسه می رود از انحنای بوی اِتِر!!

خدا كسی ست شبیه دو دست بیگانه

كه تایپ می كند آرام... بعد هم Enter

نوشته است پیامی جدید سمت جهان

به سمت اینهمه اجسام ظاهراً كافر!

خدا تویی و تمامی آرزوهایت

خدا زنی ست پریشان به هیأت عابر

خدا سكوتِ مردی ست روی بعدازظهر

خدا فقط سوراخی ست توی اتمسفر

خدا كشیدن سیگار نصفه ای ست كه مُرد!

صدای گریه ی پیراهنی ست جِرواجر

خدا منم كه تو را شعر می كنم از شب

خدا قیافه ی مردی ست پشت میز پوكر

خدا شبی بوده، قبل ِ هرچه و بعد از...

خدا كسی بوده، بین غائب و حاضر

خدا كسی ست كه تصمیم را گرفته به دست

برای کشتن ِ خود روی مصرع آخر

 

وبلاگ سید مهدی موسوی، اینجا را کنید کنید.

 


* نام و نام خانوادگی :
* آدرس ایمیل:
موضوع پیام:
*پیام: